تبليغاتX
سه تارت را زمین بگذار
شراب حرام و حلال آقاي شريفي‌نيا

محمدرضا شريفي‌نيا در اين مصاحبه با تشبيه احمدي‌نژاد به «سرکه» از آزيتا حاجيان به شراب حلال و هديه تهراني به عنوان شراب حرام ياد کرد و درباره محمدرضا گلزار هم از عبارت کفش‌دوزک درخت مو استفاده کرد!


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 12:12  توسط مهران فتحی  | 

اوباما کلکسيون برنده جايزه صلح نوبل را کامل کرد

با نگاهي به فهرست برندگان جايزه صلح نوبل در پنجاه سال گذشته در مي يابيم همه آنها، اين جايزه را براي همراهي با رژيم صهيونيستي و جنگ افروزي گرفته اند که انتخاب شدن اوباما براي سال2009 اين روند را تکميل کرد.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 8:49  توسط مهران فتحی  | 

جزيياتي از حوادث پس از انتخابات از زبان فرمانده سپاه تهران به نقل از ایرنا
سردار عراقي با تشريح جزيياتي از حوادث پس از انتخابات، گفت: دشمن به دنبال کشاندن و گسترش اغتشاشات به داخل دانشگاه ها است.

ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:43  توسط مهران فتحی  | 

برآورد یک سایت نظامی غربی از زرادخانه موشکی ایران

یک روزنامه عربی چاپ لندن به نقل از سایت نظامی و اطلاع رسانی " سولجرز" که به بررسی توانمندی های نظامی کشورهای جهان و اخبار مربوط به تحرکات نظامی می پردازد اقدام به معرفی سیستم های موشکی دفاعی ایران کرد.

به گزارش "الشرق الاوسط" ، این سایت نوشته است : اگرچه از تعداد موشک های موجود در پایگاه های موشکی ایران اطلاع دقیقی در دست نیست اما سیستم های موشکی شناخته شده ایران را می توان به این گونه معرفی کرد:

1- شهاب 3 - برد این موشک 3هزار کیلومتر است و تمامی خاک اسرائیل را می تواند مورد حمله قرار دهد زیرا فاصله هوایی ایران تا اسرائیل حداکثر 1000 کیلومتر است این موشک تا کنون تست آزمایش هم شده است.

سری موشک های شهاب 3 شامل؛

الف : قدر 1 با برد 1800 کیلومتر و سوخت مایع
ب : عاشورا با برد 2000 کیلومتر که در سال 2007 تست آزمایش شد.
ج : سجیل، موشکی زمین به زمین با برد 2000 و سوخت جامد و مایع به طور همزمان

2- شهاب 1 : برد این موشک 300 کیلومتر است.

3- شهاب 2 : برد این موشک 500 کیلومتر و نسخه های پیشرفته موشک های اسکاد است.

4- زلزال : با برد حداقلی 400 کیلومتر

5- فاتح 110 : برد این موشک 200 کیلومتر است.

6- نازعات : با برد 100 کیلومتر

7- فجر 3 : با برد 45 کیلومتر که منابع غربی اظهار می دارند، موشک های شلیک شده توسط حزب الله لبنان به اسرائیل شباهت بسیاری به این موشک دارد.

8-فجر 5 : با برد 75 کیلومتر

9- عقاب : با برد 45 کیلومتر

گفتنی است پیش از این ایران آزمایش تمام موشک های بالا را تایید و مشخصاتی بیش از این را نیز منتشر کرده بود.به نظر می رسد با توجه به اینکه زمان آزمایش برخی از این موشک ها به سالیان قبل بر می گردد، پردازش این گزارش و انعکاس آن توسط روزنامه های عربی منطقه در راستای جنگ روانی علیه ایران و تقویت پروژه ایران هراسی باشد، اما این گزارش با هر هدفی که منتشر شده باشد در نهایت نشانگر توان بالای موشکی ایران است که هم اکنون نیز به اعتراف استراتژیست های غربی نقطه قوت توان دفاعی ایران محسوب می شود.

2 نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:55  توسط مهران فتحی  | 

سياست بي طرفي بي بي سي فارسي
يوسف فاطمي: شبکه تلويزيوني بي بي سي فارسي که بيش از نيم سال از آغاز به کارش مي گذرد، اين روزها به ويژه پس از انتخابات رياست جمهوري به يکي از اصلي ترين منابع کسب اخبار مردمي که در منزل خود ماهواره دارند تبديل شده است.

ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 16:49  توسط مهران فتحی  | 

سخنرانی زئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل
صبح امروز بوقت تهران ریاست جمهوری منتخب ایراندر مجمع عمومی سازمان ملل به سخنرانی پرداخت که متن این سخنان را در ادامه این مطلب میتوانید بخوانید. وی در سخنان خود پیشنهاداتی برای تغییرات در ساختار جامعه بین الملل را مطرح نموده است.
ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:9  توسط مهران فتحی  | 

شجريان از كيهان شكايت كرد
منبع: روزنامه اعتماد ملي > شماره 977 4/5/88

محمدرضا شجريان ، استاد برجسته آواز ايران از روزنامه کيهان به دليل آنکه وي را »وطن فروش« ناميده است، رسما شکايت کرد. شجريان كه پيش از اين از صداوسيما نيز به خاطر پخش بدون اجازه آثارش شکايت کرده بود، شكايت خود از حسين شريعتمداري مدير مسوول روزنامه كيهان را از طريق محمدحسين آغاسي، وكيل خود، تقديم دادگاه كرد. وكيل استاد شجريان ضمن تاييد شكايت موكل خود، اعلام كرد شجريان از صدا و سيما و روزنامه كيهان شكايت كرده و نامه اي از دادگاه خطاب به يكي از معاونان ضرغامي دارد كه اگر مجوزي براي پخش آثار ايشان دارد ارائه كند.
    اما ماجراي شكايت استاد شجريان از روزنامه اصولگرا و حامي احمدي نژاد به مطلبي برمي گردد كه اين روزنامه در روز 14 تيرماه تحت عنوان »ما مثل او وطن فروش نيستيم « در ستون »خبر ويژه« خود منتشر كرد. نويسنده در اين مطلب به توهين نسبت به استاد آواز ايران پرداخته بود. در اين ستون بنا به ادعاي گردانندگان كيهان عنوان شده بود تعدادي از اساتيد برجسته موسيقي ايران در تماس تلفني با کيهان از پشت پرده پروژه تخريبي دشمن در حوزه موسيقي خبر داده اند. جالب اينجاست كه »اساتيد« مزبور نام خود را فاش نكرده بودند! كيهان قبل از آن هم در يادداشتي تحت عنوان »ياران را چه شد؟، سخني با محمدرضا شجريان« (به قلم شخصي به نام ايرج نظافتي) كه در تاريخ دهم تيرماه در صفحه ادب و هنر اين روزنامه چاپ شد ، به توهين نسبت به اين خواننده دست زده بود.
    خبر شكايت شجريان از صدا و سيما و كيهان ، اگرچه اين در »دل آواز« - سايت رسمي محمدرضا شجريان - منتشر نشده؛ اما چندين سايت ديگر همچون »شجرياني ها« و »موسيقي ما« اين خبر را بر خروجي خود ارسال كرده اند. در خبر مربوط به شكايت شجريان از صدا و سيما آمده بود: »باخبر شديم محمدرضا شجريان از طريق شكايت به قوه قضائيه، پيگير عدم پخش آثارش در صدا و سيماست. شجريان در گفت وگويي اعلام كرد به دليل ادامه پخش آثارش از صدا و سيما، موضوع ممنوعيت پخش صدايش را در اين رسانه از راه قانوني پيگيري خواهد كرد. او همچنين تاكيد كرد نگران مشكلات احتمالي آتي نخواهد بود و موضوع را تا رسيدن به حق خود ادامه خواهد داد.« اين خبر چنين پايان مي يابد: »به گفته شجريان فقط صدا و سيما اجازه دارد دعاي ربنا را پخش كند و پخش ساير سرودها و ترانه هاي ايشان به طور كلي برخلاف ميل او است.«محمدرضا شجريان ماه گذشته هم در نامه اي به عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما از او خواست تا از پخش سرودهاي وي خودداري كنند.

به نظر من ارتباط مستقیم دارد با تفنگ شجریان

2 نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 2:42  توسط مهران فتحی  | 

تفنگ شجریان

عباس پژوهش: عبارت ها با آگاهی سروده می شوند و زبان و نوای یک خواننده نیز به طریق اولی به صورت آگاهانه و هدفمند عبارات و اشعاری خاص را از میان حجم عظیم اشعار موجود در ادبیات برگزیده و به فراخور حال ، به قال می رساند .

آقای محمدرضا شجریان که سال های سال است داعیه ی سیاسی نبودن و سیاست گریزی داشته و این مشی بارز ایشان - که با هیچ مقوله ی سیاسی میانه ای ندارند ! - زبانزد خاص و عام هنری و غیر هنری بوده است . بر خلاف ادعاهای گذشته ، اخیراً به دفعات در رسانه های خارجی معاند ( به عنوان مثال همینک که نگارنده در حال نگارش متن حاضر است ، خبر از حضور زنده ی ایشان در شبکه ی ایران ستیز VOA میرسد ) ، ظاهر شده و در دفاع مستقیم و یا تلویحی از آشوب های گذشته ی تهران با لحنی به ظاهر دلسوزانه سخنانی می گویند . ایشان به تازگی در حرکتی هنری - سیاسی یکی از اشعار آقای فریدون مشیری را انتخاب و طبق معمول برای مخاطبان داخل کشور در آن سوی مرزها اجرا نموده اند .


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 2:34  توسط مهران فتحی  | 

ناگفته‌های موضوع هسته‌ای ایران در مستند تلویزیونی
ظریف به البرادعی گفت تیم مذاکره‌کننده ایرانی اعتبار خود را در داخل از دست داده است

در حالی که کشورهای 1+5 آماده می شوند تا بر اساس بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران، مذاکراتی را با ایران پیرامون مسائل مطرح شده در این بسته در مهر ماه برگزار کنند، صدا و سیما در اقدامی کم سابقه اقدام به پخش مستندی تاریخی پیرامون فراز و فرودهای پیگیری موضوع هسته ای ایران از جانب دولتمردان حال و گذشته جمهوری اسلامی کرد که زوایا و ابعاد ناگفته  بسیاری از این روند را به نمایش می گذاشت.

منبع: سایت خبری رجا


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 14:34  توسط مهران فتحی  | 

همه مدعیان تقلب در انتخابات با دقت بخوانند بعد هم حتما تحقیق کنند
تازه ترین نظرسنجی مرکز افکارسنجی معتبر ورلد پابلیک اوپینیون نشان می دهد که بر خلاف ادعاهای موجود، ۸۱ درصد مردم سراسر ایران دولت احمدی نژاد را دولت مشروع خود میدانند.

دوست عزیزی که در بخش نظرات مطمئن هستی که تقلب شده حتما این تحقیق رو مطالعه کن. البته اینجا نه توی سایت رسمی موسسه مذکور.

مرکز مذکور از چندین مرکز پژوهشی در سراسر دنیا تشکیل شده و یکی از معتبر ترین منابع آماری جهان است که مرکز آن در دانشگاه مریلند قرار دارد. این موسسه از بین جامعه آماری ۱۰۰۳ نفر از ایرانیان پرسشهایی در خصوص انتخابات اخیر ریاست جمهوری بصورت تلفنی نموده که جالب توجه آنکه ۸ درصد از دادن جواب امتناع کرده و ۱۰ درصد نیز مشروعیت دولت را زیر سوال برده اند. برطبق آمار این موسسه که طبق اعلام رسمی از ۲۷ آگوست تا ۱۰ سپتامبر (۵ تا ۱۹ شهریورماه سال جاری) مبادرت به آمارگیزی نموده است، ۸۱ درصد از ایرانیان گفته اند که از روند انتخابات راضی هستند. از این بین ۶۲ درصد گفته اند که به نتیجه انتخابات اعتماد کامل دارند و ۴۰ درصد اعلام کردند بشدت از انتخاب مجدد احمدی نژاد راضی هستند. ۲۱ درصد گفته اند تا حدودی به نتایج انتخابات اعتماد دارند و فقط ۱۳ درصد نسبت به نتایج بی اعتمادند. طبق علم آمار خطای این تحقیق ۱/۳ درصد می باشد.

نکته بسیار مهم این نظرسنجی اشاره به درصد مقبولیت کاندیداهاست. احمدی نژاد با ۵۵ درصد مقبولیت و موسوی  ۱۴ درصد.

یکی از سوالات موسسه مذکور این بوده که اگر دوباره انتخاباتی برگزار شود به چه کسی رای میدهید؟

جواب بشدت جالب و قابل تامل است. ۴۹ درصد به احمدی نژاد، ۸ درصد به موسوی، ۱۳ درصد هم رای نخواهند داد همچنین ۲۶ درصد پاسخی به این سوال نداده اند.

بقیه ماجرا را در سایت موسسه مذکور بخوانید.

نمی تونم احساساتم رو پنهون کنم. باید بگم قبول کردم باید گفت مرگ بر دیکتاتور. اما دیکتاتوری که میخاد حق مردم رو پایمال کنه. میخاد رای مردم رو از بین ببره.

مرگ بر دیکتاتور

مرگ بر دیکتاتور

2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 11:40  توسط مهران فتحی  | 

مرگ بر کدوم دیکتاتور؟!
اینکه کسی در این عالم بلد باشه چه جوری عواطف بخشی از عوام رو مدیریت کنه تخصص می خواد. بسته به اینکه این مدیریت الهیه یا شیطانی، طیفی از مردم که مدیریت می شن و شئونی که شخص یا اشخاص مدیر باید دارای اون باشن مشخص می شه. در هر دو حال قوای ماورایی به کمک مردم و مدیران هر دو طیف می آن و به اونا کمک می کنن. این یکی از سنتهای قطعی جهان تکوینه.
ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 14:3  توسط مهران فتحی  | 

لبخند نزدن احمدی نژاد+عکس

سایت رجانیوز در توضیحی در خصوص این دیدار نوشت: در جريان گفت‌وگوي كوتاه خود با سايمون گس سفير انگليس، لبخند نزد و از موضع عزتمندانه و تحقير رفتارهاي دولت مداخله‌گر متبوع وي، با او سخن گفت.

منبع: جهان نیوز

نمیدونم چرا از هر کسی که با بیگانه دشمنه خوشم میاد میخاد مصدق باشه یا احمدی نژاد یا گاندی.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 23:19  توسط مهران فتحی  | 

آنفلوآنزاي خوكي

موج اپیدمی آنفوآنزای خوکی (نوع A) در راه است و با توجه به بازگشایی مدارس می تواند خظرات جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. برخود وظیفه دانشتم در خصوص این بیماری در وبلاگم اطلاع رسانی نمایم.

آنفلوآنزاي خوكي چيست ؟
يك بيماري حاد تنفسي شديداً واگيردار در خوكهاست كه بوسيله يكي از چندين نوع ويروس نوع
A آنفلوآنزاي خوكي ايجاد ميشود .
از چهار نوع ويروس (
H3N2,H3N1,H1N2,H1N1) نوع H1N1 متداولتر از بقيه است .

بيماري چه علائمي دارد؟
علائم بيماري در خوكها شامل : تب، خمودگي، سرفه ، عطسه ، مشكلات تنفسي ، تورم و قرمزي چشم ها و آبريزش از بيني و چشم ها ميباشد .
علائم بيماري در انسان شامل : تب، بي حالي ، بي اشتهايي و سرفه و در پاره اي از موارد آبريزش بيني، گلودرد، تهوع استفراغ و اسهال ديده شده است .

ويروس چگونه منتشر مي شود ؟
ويروس از طريق قطرات ريز تنفسي ، از بيني و دهان شخص آلوده به هنگام سرفه و عطسه كردن پخش مي شود چنانچه شخصي هنگام سرفه و عطسه كردن از هيچ پوشش و يا دستمالي استفاده ننمايد و دستهايش به ويروس آلوده شود. به اين طريق سطوحي چون دستگيره در صفحه كليد كامپيوتر، تلفن همراه و تلفن معمولي ، ريموت باز كننده در و 000 براحتي آلوده خواهند شد .

مردم چگونه مبتلا مي شوند ؟
مردم از طريق تماس مستقيم و غير مستقيم با خوكهاي آلوده مبتلا مي شوند و ابتلا فرد آلوده به فرد سالم از طريق سرفه كردن، عطسه كردن و تماس با شيء آلوده نيز صورت مي گيرد . بطور كلي طيف علائم باليني از فرم بدون علامت تا علائم پنوموني شديد و حتي مرگ متغير است . مردم با خوردن گوشت خوك پخته آلوده نمي شوند ، درجه حرارت مناسب براي از بين بردن ويروس 160 درجه فارنهايت معادل 70 درجه سانتي گراد ميباشد .
دوره كمون بيماري چند روز است ؟
بين 5 تا 10 روز متغير مي باشد .

آيا بيماري واكسني دارد؟
در حال حاضر واكسني كه بتواند مصونيت بر عليه بيماري ايجاد كند وجود ندارد .

آيا بيماري قابل درمان است ؟

4 نوع داروي آنتي ويرال براي درمان وجود دارد شامل : گروه ( آمانتادين و ريمانتادين ) و گروه ( اوسلتاميوير و زاناميوير )
در حال حاضر مصرف اوسلتاميوير و زاناميوير توصيه مي شود .

چگونه بيماري تشخيص داده مي شود؟
تهيه نمونه از گلو در ظرف 5-4 روز اوليه بيماري

چه اقداماتي را براي محافظت از خودمان انجام دهيم ؟
- شستن دستها با آب و صابون
- پوشاندن دهان و بيني هنگام سرفه و عطسه كردن
- خودداري از تماس با افراد مشكوك به بيماري

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 10:55  توسط مهران فتحی  | 

انقلاب فطرت عدالتخواهی من و شماست

دوست عزیزم در قسمت نظرات پست پیشین مطالبی را عنوان فرمودند که باعث قلمفرسایی و دردآوردن سر دوستان و خوانندگان گردیدم.

در خصوص اقتصاد امروز ایران برکسی پوشیده نیست که نه تنها در زمینه ی اقتصادی بلکه در مواردی چون صنعت، کشاورزی و دیگر مقولات و زیرساختهای کشور در جایگاه شایسته ای قرار نداریم. اما باید مسائل را ریشه یابی کرد. به نظر نگارنده مسائلی چون دست اندازی بیگانگان در دوران معاصر کشور، استعمار پیر و جوان، تبعات اقتصادی و زیرساختی ناشی از تغییر حکومت شاهنشاهی به جمهوری اسلامی، تحمیل هشت سال جنگ از سوی بیگانگان، انواع محاصره و تحریم اقتصادی، سیاستهای غلط برخی مسئولین ذیربط، دست اندازی به بیت المال از سوی برخی عوامل خودفروخته و آقازاده های محترم تنها بخش کوچکی از دلایل  ضعف اقتصادی در کشور محسوب میشوند.

اگر زمان شاه را محاسبه نکنیم، احمدی نژاد تنها مدیریت یک هفتم (کمی بیشتر) از سکان اقتصاد مریض ایران را در دست داشته است. پس می باید به همین مقدار پاسخگو باشد وانگهی دیگران با سیاستهایی که داشته اند هنوز از ذهن حافظه تاریخ پاک نشده اند.

علاوه بر این، اگر احمدی نژاد کشوری با اقتصاد سالم را از جناب آقای خاتمی تحویل می گرفت الان کوچکترین سوء مدیریت در اقتصاد را میشد چماقی کرد و بر سرش کوفت. لیکن میدانیم مدیریت صرف از مدیریت همراه با تعمیر خرابیهای پیشین، به مراتب ساده تر است.

شکی نیست برخی سیاستهای دکتر احمدی نژاد در خصوص مسائل اقتصادی ضرباتی را بر پیکر اقتصاد وارد نموده است. از جمله تنها به یک مثال اشاره ای میکنم. مسئله ی وامها و کمکهایی که ایشان در سطح دهک های پایین جامعه انجام دادند خسارتهایی به اقتصاد مملکت وارد نمود لیکن هر چند خرد ولی تأثیرات خوبی در بین دهک های پایینی و نزدیک تر شدن آنها با بالاتری ها داشته است.

این را میگذارم به جبران سیاست جناب آقای هاشمی رفسنجانی (که برای شخص ایشان ایشان احترام فراوانی قائلم؛ خوانندگان اشتباه نکنند برای شخص ایشان) در خصوص ضعیف تر شدن ضعیف ترها و قوی تر شدن قوی تر ها برای گذار و پیشرفت اقتصادی که البته با شکست اقتصاد لیبرالی در غرب این نظریه به عقیده نگارنده امتحان خود را پس داده است.

پس بیاییم ضعف اقتصادی ناشی از توجه به دهک های پایینی جامعه را مسبب گذار و پیشرفت اقتصاد اسلامی که برپایه مساوات استوار است بگذاریم.

تمامی کارشکنی ها و موارد اثبات شده ای چون بحث سیب زمینی، زمین و مسکن و ... در تحلیل فوق که در زمان دکتر احمدی نژاد از دلایل ضعف او در مدیریت بخشی از بازار بوده است را نادیده گرفته و به همان چند دلیل مختصر اکتفا نموده ام.

برخی معتقدند انقلاب تمام شده است.

خیر تمام شدن خیلی از مسئولین، و حتی تمام شدن خودمان را نباید بپای تمام شدن انقلاب بگذاریم. به نظر من تعریف انقلاب اسلامی چیزی فراتر از حکومت سیاسی و آنچه در تصور اغلب مردم است، می باشد.

انقلاب اسلامی نتیجه ی فطرت عدالتخواه من و شماست.

تا وقتی عدالتخواهی در ضمیر ما وجود دارد و عشق به وطن که به گفته ی پیامبر بزرگوار اسلام نشانه ای است از نشانه های ایمان، (حب الوطن من الایمان) انقلاب اسلامی پابرجاست.

انقلاب اسلامی یک تفکر است و هیچگاه حتی با سقوط فیزیکی حکومت از بین نمی رود.

در خلال جلسه ی ابتدایی رای اعتماد به وزرا در مجلس، سخنان مخالفان، بازتاب خوبی بود از آنچه احمدی نژاد از اسلام و انقلاب در سر دارد.

تفکراتی بدور از تعصبات متحجرانه و برآمده از اصول ناب اسلامی که شاید اگر همه بزرگوارانی که به عنوان مثال در راهپیمایی های سکوت چند وقت پیش شرکت می کرده اند، از آن مطلع میشدند، تمامی تفکراتشان از آنچه تاکنون فکر می کرده اند تغییر میکرد.

هیچگاه یادم نمی رود روزی را که برای تخریب احمدی نژاد در چهارسال پیش شایعه ای مطرح شد با این عنوان که اگر احمدی نژاد رئیس جمهور شود، حتی پیاده رو ها را هم زنانه و مردانه میکند (زنا اینور، مردا اونور).

اکنون پس از چهار سال عقده دل گشوده اند و می گویند احمدی نژاد تفکرات لیبرالی و باز فرهنگی در خصوصی مسائلی چون حجاب و پوشش اسلامی دارد.

این آخری را هدیه میکنم به تمامی دوستانی که به دلیل شعار جمع آوری گشت ارشاد به جناب آقای مهندس موسوی رای داده اند که البته تعداد کسانی که به این دلیل رای داده اند کم هم نیست.

2 نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 14:55  توسط مهران فتحی  | 

علت اعتراض مردم انتخابات نبود

دوستی برام پیغام گذاشته و حرفهایی زده مایلم جوابشو اینجا بذارم تا بقیه دوستان نظرشون رو درمورد جواب بنده بهم بگن.

آقا هومن خيلی مخلصیم
ولی این رئیس جمهور چه بخوای چه نخوای
چه قبول کني چه نکنی، زده روی دست خاتمی میدونی چرا؟
منطقيه
ببین مهندسي افکار جامعه یه چیزه تقلب چيز ديگه
احمدي نژاد شايد بشه گفت با شيوه هایی مثل سهام عدالت، انواع وامهایی که به قشر آسیب پذير جامعه داده، افزایش مقطعی حقوق کارمندان دولت و چیزای دیگه تونسته باشه افکار عمومی رو مهندسی کنه
میدونیم که قشر غالب جامعه ما دهک های پايین جامعه هستند که قبول کن يه جورایی احمدی نژاد رو قبول دارند.
ولی تقلب توی سیستم انتخاباتی ایران ممکن نیست
میتونم برات خیلی راحت ثابت کنم نمی دونم حالش رو داری یانه
اگر داشتی بگو برات اثبات کنم البته توی نامه بعدی
ببين
ميدونی چه بلایي سر مصدق و دولت ملی آورده شد؟
ازت خواهش میکنم يه کوچولو برو قضیه 28 مرداد رو واکاوی کن
بابا به پیر به پیغمبر این هم همون داشت میشد
یه دولت مردمی که مردم قبولش دارند داشت بوسیله یه عده خاص غافل شده و یه عده افرادی که مشخصا خطدهی میکردند سرنگون میشد
میدوني چرا؟
چون انگلیس، امریکا، آلمان، روسيه، چین، فرانسه و همه اينا چشم دیدن ایرانیه افتخار آمیز رو نداره
دوست دارند اونا همیشه ارباب دنیا باشند و بقیه زیر دست
ببین مشکل توی جامعه زياده اگر از اونایی نیستی که با اومدن احمدی نژاد نونتون آجر شد و دستتون از بیت المال کوتاه شد، مطمئن هستم توی دام رسانه اي دشمن این آب و خاک افتادی
روی کار اومدن رضا خان، برداشتن رضا خان، کودتای 28 مرداد، تضعیف کردن شاه، دخالت در انقلاب و براه انداختن جنگ، کودتاهای مختلف مخملين اینا تازه یه قسمت کوچولوي دخالتهای خارجی ها توي مملکت من و توئه که بخدا یه گاندی براش کمه
بايد هممون گاندی بشيم
نجات بديم کشرمون رو
یه روزي همه دادشون به هوا بود که از استبداد خسته شدن
انقلاب کردند
حالا بخدا ما و امثال ما منتقد تریم میدونی از چی دلم میسوزه؟
تظاهرات و راهپیمایی های اخیر همش هم بدلیل انتخابات نبود
بخدا نبود
میدونی چی بود؟
مردم خسته شدند از سی سال دروغ و دزدی و خیانت
براي همین هم این عقده ها گشوده شد و بیرون ریخت ولي از این ناراحتم که با کسانی همراه شدند که دقیقا مسبب همه ی بدبختی های سی سال گذشته هستند.
آقای آيت الله صانعی که انگار فیگور روشنفکری ميگیره و از زندان و بازداشتگاه و حقوق مردم حرف میزنه یه روزي خودش بزگترین تضییع کننده حقوق مردم بوده
وقتی امام خمينی در جاهای مختلف قضیه سنگسار رو بدليل وهن در اسلام ملغی اعلام ميکنه، ایشون به عنوان دادستان کل کشور بيشترین آمار سنگسار رو توی پرونده قضايیه جمهوری اسلامي داره
بابا یه کم بخودمون بیایم
یه بابایی با تمام اشکالاتي که داره
با تمام مشکلات مدیریتي، سرسختی ها، لجبازی ها و همه چیزایی که واقعا به احمدي نژاد وارده (همه اشکالاتی دارند معصوم که نيستسم)، از بطن مردم اومده و داره براشون کار میکنه حداقل میخاد که کار بکنه
دست پولدارا و دزدا رو هم کوتاه کرده
بزم میگم خودش خالی از اشکال نیست ولی حداقل از خودمونه
دلش برای مردم میطپه
همون مردمی که من اونا رو صاحب انقلاب میدونم
مگه اسلام بده؟
کسي فکر نمیکنم همچین حرفی بزنه پس مردم از انقلاب اسلامی که خودشون درستش کردند بدشون نمیاد
مردم از ریاکاري و دورویی بدشون میاد
از اینکه اسمش اسلامه و از اون ور فلان آقازاده از فرودگاه پیام کرج هرچی دوست داشته باشه میتونه ببره
هرچی دوست داشته باشه میتونه بیاره
اينا درد مردمه
جالب اینجاست که همون آقا زاده الان باعث جنجال توي جامعه هستش
الان تصمیم میگیره مردم بریزند توی خیابون
فلان کانديدای مغلوب بیاد فلان حرف رو بزنه
بابا اینا خودشون کردند
الان چی دارن در محضر مردم بگن؟

یادمون نره حرف تاریخیه رهبر انقلاب رو که گفت دولت نهم انقلاب رو به مسیر اصلیه خودش بازگردوند.

میدونی منظورش چی بود؟ بشین خودت فکر کن
چرا ما اينقدر ساده ایم؟
بخاطر منافع کدوم آقازاده باید جلوی رئیس جمهور وایستاد؟
درد دل زیاده برادر
ولش کن
امیدوارم اگر دلت برای ایران و ایرانی میطپه موفق باشی

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 12:50  توسط مهران فتحی  | 

شعری زیبا از مولانا
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همینجاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از را بدان خانه برفتید
یکبار از این خانه بر آن بام برایید
آن خانه لطیف است نشانهاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
2 نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:38  توسط مهران فتحی  | 

تجربه‌اي كه از قطعي اينترنت و پيامك آموختيم

قطعي بخش مهمي از شبكه ارتباطات كشور طي ماه‌هاي اخير نشان داد كه بر خلاف آنچه تصور مي‌شد هنوز هيچ‌يك از بخش‌هاي اداري ايران به‌صورت الكترونيك و مجازي به مردم خدمات غيرقابل جايگزين ارائه نمي‌دهند.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 10:39  توسط مهران فتحی  | 

تا به حال آرشیو خبرهای بی بی سی را دیده اید؟

چند روز پیش سعی کردم یه کار تحقیقاتی کنم و رفتم توی سایت بی بی سی (البته بوسیله فیلترشکن) و با جستار بسیار به موضوع جالی برخورد کردم. با دوست خبرنگار دیگری مسئله رو مطرح کردم او هم موضوع رو تأیید کرد. میدونید ماجرا چیه؟

میدونیم که از لحاظ مراجع بین المللی خبری، درج اخبار بی پایه و اساس غیرقانونی محسوب میشه و اخبار منتشر شده با محکم و مستدل باشه. جالب اینجاست که بر پایه همین قوانین بی بی سی اصولا اخبار جنجالی خودش رو آرشیو نمیکنه.

در واقع بسیاری از اخبار بی بی سی پایه و اساس محکمی نداره و بیشتر عملیات روانیه بقول معروف یه شکی وارد میکنه و میره بعدش هم برای اینکه گند قضیه درنیاد هیچوقت اخبارش رو آرشیو نمیکنه چون ممکنه بعدا قابل پیگیری قانونی باشه.

مطلب جالبی رو کشف کرده بودم. بلافاصله با چند نفر مطلع در زمینه ی رسانه تماس گرفتم اونها هم قضیه رو تأیید کردند. البته دیگه نمیشه گفت کشف منه چون قبل از من خیلی ها بهش رسیده بودند. جالب تر اینکه با یک واسطه به یکی از کارمندان بی بی سی فارسی دسترسی پیدا کردم. او هم این موضوع رو میدونست و با کمی محافظه کاری، تلویحا موضوع رو تأیید کرد.

از وقتی موضوع رو فهمیدم با خودم عهد کردم که اخباری که از بی بی سی میخونم پیش خودم نگه دارم اگر بیشتر از چند ماه روی سایت موند، یعنی موثقه و قابل بررسی و اگر نموند . . .

2 نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 10:24  توسط مهران فتحی  | 

رئیس جمهور در سخنرانی پیش از نماز جمعه بر برخورد قاطعانه با متخلفین انتظامی، نظامی و امنیتی تأکید کر

رييس جمهور با تاكيد ير اينكه ملت و دولت برعهد خود در گسترش پاکي و عدالت ايستاده است و سر سوزني از اين مواضع پا پس نخواهد کشيد،گفت :دنيا بداند دولت و نظام اسلامي برآمده از آراي مردم ، تمام حيثيت خود را در راه پيگيري آرمان هاي انقلاب و خواسته هاي انقلابي مي داند و ذره اي از مواضع قاطع ملت عقب نشيني نخواهد کرد.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:12  توسط مهران فتحی  | 

مطلب دوم محمدعلی ابطحی در زندان منتشر شد
در حالی که دیروز محمدعلی ابطحی از درون زندان اولین مطلب خود را پس از مدتی که بازداشت است در وبلاگ خود منتشر نمود، امروز نیز مطلب جالب دیگری آورده که حیفم آمد در اینجا برای شما خوانندگان محترم وبلاگ خود نیاورم:

نوشابه‌ای برای خودم

امروز تصمیم گرفته‌ام در این ماه رمضانی که آشامیدن حرام است برای خودم نوشابه‌ای باز کنم حسابی. آدم وقتی مدتی تلویزیون ندیده باشد و ییهو تلویزیون‌دار شود، تنها هم باشد چه شوقی برای دیدن تلویزیون جمهوری اسلامی پیدا می‌کند!! پریشب که دادگاه دوستان بود و تلویزیون در کانال‌های مختلف پخش می‌کرد، هم به خاطر موضوع و هم به خاطر بیکاری و هم از سر ذوق تلویزیون دیدن. همه کانال‌های مختلف را به صورت تکراری گوش کردم. لابد شماها هم دیدید. من سه هفته پیش در دادگاه درخواست کردم کمی حرف بزنم. در آن جا به عنوان یک تحلیلگر سیاسی و از موضع اصلاحات که بی‌دلیل قربانی جریانی شد که خودش اعلام می‌کرد اصلاحات را قبول ندارد، نقدهایی از سر استدلال به جریانات بعد ار انتخابات انجام دادم. آن را واقعا شجاعت می‌دانستم. شجاعت گفتن آن چه باور دارم. همان شجاعتی که در موقع انتخابات هم بروز دادم و وقتی همه اصلاح‌طلبان به سراغ مهندس موسوی رفتند که بازی برنده انتخابات خاتمی را به هم ریخته بود، من به اردوگاه کروبی پیوستم که اعتراضم را به آمدن بی دلیل آقای موسوی اعلام کنم. آن موقع هم یادتان هست که چه فشاری تحمل کردم ولی کم نیاوردم. من اعترافی نکرده بودم که زیر فشار باشد. هیچوقت هم اعتراف در زندان را قبول نداشتم و بارها علیه ابن کار مطلب نوشتم. من در دادگاه استدلال‌هائی برای شرایط بعد انتخابات ارائه کرده بودم که باورم بود. گرچه آن استدلال‌ها با بازی بزرگانی که قرار بود همه ما را بازی دهند منافات داشت. خیلی‌ها راجع به من خیلی حرف‌ها زدند. مثل همان فشارهای دوران انتخابات. اما خوشحالم که با همان صداقت همیشگی با شما حرف زدم و آن چه باور داشتم، را گفتم. در جریان محاکمه پریروز هم وقتی در دادگاه دیدم سعید حجاریان و رمضانزاده و صفائی فراهانی و سعید شریعتی و کرمی و آقائی که فرصت حرف زدن پیدا کرده بودند، بعد از سه هفته همان حرف‌ها را زدند بر آن باورم راسخ‌تر شدم که صادقانه باید با شما حرف زد. این همان نوشابه‌ای بود که می‌خواستم برای خودم باز کنم که یادم آمد در زندان نوشابه به ما نمی‌دهند! البته این نوشته درد دل و گفتگو با شمایی است که همیشه دوستتان داشته‌ام. اولین اصل جامعه مدنی و اصلاح‌طلبی داشتن تحمل پذیرش نظرات دیگران است. حالا تنهائی و فشار زندان ظاهرا آن قدر بر من فشار آورده که برای اولین‌بار این قدر بد اخلاق دارم می‌نویسم. آخه شما که دعا نمی‌کنید زودتر آزاد شم. حقتونه که این‌جوری حرف بزنم. ولی باور کنید خیلی بیش از آن که فکر می‌کنید در این تنهائی زندان به یاد تمام خوانندگان وبنوشتم هستم.

2 نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 3:32  توسط مهران فتحی  | 

وبلاگ نویسی از درون زندان

اصل مطلب از وبلاگ محمدعلی ابطحی

امروز هم رفته بودم اطاق بازجوئی. زندان است و باز جوئی های مکررش. بازجو اطاقش را عوض کرده بود. همان بازجوئی که بارها گفته ام خیلی باهم دوست هستیم. کنار میز اطاقش دو دستگاه کامپیوتر وصل به اینترنت بود. لب تاپ خودم را هم که شب دستگیری از منزل آورده بودند کنارش دیدم. نا خود آگاه آهی کشیدم. بازجو پرسید چرا آه؟ گفتم یاد وب نوشت افتادم. که دو ماه و ده روز است از آن بی خبرم.. یک وقتی سایتم جزئی از خانواده ام بود. بازجو گفت از همین امروز می توانی از همین جا آن را بنویسی و منتشر کنی. برای یک لحظه شوکه شدم. دیدم شوخی نمی کند. فکر کردم این هم تجربه ای است. تجربه ی وبلاگنویسی از داخل زندان. گفتم طبعا زندان شرایط خودش را دارد. باید ملاحظات و کنترل شما را بپذیرم ولی آن چه که می نویسم باید حرف های خودم باشد. شما فقط می توانید بگوئید بعضی چیز ها را ننویس. قبول کرد. توکل بر خدا شروع کردم به نوشتن. نمیدانم آیا هر روز اجازه میدهند یا گاه به گاه. هروقت اجازه دادند می نویسم. عجالتا روز اولی چند نکته را مطرح میکنم.

1- می دانم این دور وبر من و در این اطاق های اطرافم خیلی از دوستانم زندانی اند. جسته گریخته بعضی اسامی را شنیده ام. فکر میکنم همه در سخت بودن زندان شریکیم و از اینجا بودن گیجیم. ولی می توانیم بفهمیم که چرا ما را گرفته اند. وقتی سران اصلی را نمی توانند بگیرند مارا که به زعم آنها می توانستیم سران را پشتیبانی کنیم و حرف بزنیم و بعضی ها که تشکیلات دارند، تشکیلات را به کار بگیرند، گرفته اند تا آشوبی که از توهم تقلب در حال شکل گرفتن بود مهار شود. اما گمان می کنم اکثر اینهائی که زندانند می دانند که نه تقلب تعیین کننده ای صورت گرفته ونه آشوب اجتماعی به نفع مردم ایران بوده ونه کسانی که این آشوبها را آفریدند و تشویق کردند دلشان برای مردم ایران می تپیده. این بحرانی است که به اعتقاد من روح زندانیان سیاسی این ماجرا را اذیت می کند. امیدوارم تصمیم گیران این نکته را درک کنند و این مجموعه را زودتر آزاد کنند تا با آزادی این دیدگاه هایشان را در جامعه مطرح نمایند. همان مطالبی که من  سه هفته پیش وقبل از دیگران در دادگاه اعلام کردم و در روزهای آینده توضیح بیشتری میدهم.

2- ماه رمضان هر ساله تا نزدیک صبح پای کامپیوتر بودم. امسال که تنهائی داخل اطاقم می نشینم وکتاب ودعا و قرآن میخوانم، معنویت ویژه ای به دست آورده ام ولی نمیتوانم انکار کنم که برای تک تک خوانندگان وبنوشت دلم تنگ شده است.شنیده ام اهالی عالم مجازی خیلی ابراز لطف کرده اند. ندیده ام ولی خیلی ممنونم و از همه تون التماس دعا دارم.

3- دلم برای خانواده ام خیلی تنگ شده. در این مدت فاطمه لیسانس گرفت. مبارکش باشدو امیر علی نوه گلم راه افتاده. مبارک فائزه باشد و فریده تابستانش را منتظر من ماند و فهیمه، همسرم بار همه را به دوش کشید. با آنها گاهی تماس تلفنی و چند بار دیدار حضوری داشته ام. خیلی برایم دعا و تلاش کرده اند. شماهم دعا کنید. تنهائی بد جوری دردناکه.

4- مثل همون موقعی که آزاد بودم مخلص همه تون هستم.

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 1:3  توسط مهران فتحی  | 

ابطحی در زندان وبلاگ می نویسد

سری به وبلاگ همیشگی محمدعلی ابطحی زدم با کمال تعجب دیدم داره از توی زندان وبلاگ مینویسه.

خیلی حال داد عکس خودش رو هم از زندان انداخته بود و توی وبلاگش گذاشته بود.

http://www.webneveshteha.com

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:17  توسط مهران فتحی  | 

به بهانه سالگرد کودتای 28 مرداد 1332

بنگاه سخن پراکنی انگستان British Broadcasting Corporation که مخفف آن بی بی سی است، در سال 1927 تأسیس شد و انحصار برنامه های رادیو و سپس تلویزیون را در سراسر انگستان بدست گرفت. در آغاز کلیه ی هزینه های آن در بودجه عمومی کشور منظور میشد ولی پس از مدتی با اخذ مالیات از دارندگان رادیو و تلویزیون قسمتی از کمکهای دولتی به بی بی سی کاهش و این مالیاتها به عنوان بودجه به موسسه مزبور پرداخت میشد.

در سال 1952 انحصار پخش برنامه های تلویزیونی از بی بی سی باز پس گرفته شد و در سال 1970 نیز با شروع بکار رادیوهای خصوصی و محلی، انحصار پخش برنامه های رادیویی نیز از آن سلب شد. اما برای اینکه بی بی سی بتواند با رادیوهای مزبور رقابت کند، تا حدودی آزادی عمل در گفته ها و تفسیرهای خبری به آن داده شد.

رادیو بی بی سی پس از چندی برنامه های بین المللی خود را که World Service نام دارد را بکار انداخت که در واقع بخش برون مرزی آن محسوب میشد و کم کم برنامه های خود را به بیش از پنجاه زبان دنیا آغاز کرد که موجب شدت و اعتبار جهانی آن شد. از جمله برنامه های خارجی بی بی سی، پخش برنامه به زبان فارسی بود که در شهریور 1320 همزمان با حمله ی متفقین به ایران تأسیس شد و هدف آن آماده سازی ذهن ایرانیان برای برکناری رضاشاه و تحول در اوضاع سیاسی ایران بود. سر ریدر بولارد وزیرمختار انگلیس در خاطراتش می نویسد:

" این واقعا تأسف آور بود که در زمانی که ما احتیاج به همراهی و مساعدت مردم ایران داشتیم، آنها به سرزنش ما پرداخته و از اینکه حامی شاه مورد تنفرشان هستیم، اظهار گله مندی بنمایند. ولی این اوضاع دیری نپایید زیرا توانستیم با پخش برنامه های فارسی از لندن و دهلی تا حدود زیادی بر این مشکلات فائق آییم و با تکذیب شایعات بی اساس و مطرح نمودن و پاسخ گفتن به بسیاری از سوالات مربوط به رضاشاه، ذهن مردم را نسبت به حقایق روشن کنیم"

نامه های خصوصی و گزارشات محرمانه سر ریدر بولارد که در سال ۱۹۹۱ در لندن منتشر شد، نشان میدهد مطالبی که در آن هنگام علیه رضاشاه از رادیو بی بی سی منتشر میشد، قبلا توسط دوشیزه آن لمبتون وابسته مطبوعاتی سفارت انگلیس در تهران تهیه و به لندن ارسال میشد و در مواقع مقتضی به بی بی سی دستور داده میشد که آنها را پخش نماید.

در دوران جنگ جهانی دوم، بخش فارسی رادیو بی بی سی صرفا به انتشار اعلامیه های جنگی و گفتارهایی در توجیه سیاستهای جنگی بریتانیا می پرداخت و در واقع بلندگوی تبلیغاتی انگلستان محسوب میشد. در این سالها اشخاصی چون مجتبی مینوی، اوالقاس طاهری و مسعود فرزانه گویندگی رادیو بی بی سی را برعهده داشتند.

در دوران نهضت ملی شدن نفت نیز رادیو بی بی سی بازهم این سیاست را ادامه می دهد و به برنامه سازی پرداخته و هیچ گونه دشمنی را نسبت به حکومت قانونی و مردمی دکتر مصدق و نفاق افکنی در میان ایرانیان و تحریک مخالفان دولت فروگذار نمی کرد. یکی از نمونه های آن گفتاری است که در صبح روز ۲۳ تیرماه ۱۳۳۰ پخش کرد که قرار بود آورل هریمن نماینده مخصوص رئیس جمهور امریکا وارد تهران شد و در اختلاف میان انگلیس و ایران به میانجی گری بپردازد. رادی بی بی سی گفت: "امروز حوادث خونینی در تهران روی خواهد داد و تعداد زیادی کشته و مجروح خواهند شد". همان روز حزب توده تظاهراتی علیه ورود هریمن به ایران و مداخله دولت امریکا در مسئله نفت برپا کرد که در نتیجه ی زدوخورد با مأمورین انتظامی نه نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند. فردای آنروز رادیو بی بی سی ضمن تفسیر وقایع ایران، گفت: "فاجعه ی روز یکشنبه در تهران نشان داد که دکتر مصدق حاکم و مسلط بر اوضاع نیست و کمونیست ها در کمین هستند که ایران را ببلعند و اگر انگلستان پای خود را کنار بکشد، کار ایران تمام است".

انگلیسی ها این نظر خود را که بسیار دور از واقعیت بود همچنان تکرار میکردند و دنبال کردند تا اینکه سرانجام پس از دوسال تلاش مداوم توانستند آن را به امریکاییان که حساسیت ویچه ای بر روی کمونیزم داشتند بقبولانند و آنان را با کودتایی علیه حکومت ملی که طرح آنرا نیز خودشان تهیه کرده بودند، موافق سازند که قسمت فاز عملیاتی آن در شب ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به مرحله اجرا درآمد. شب فبل از کودتا رادیو بی بی سی در برنامه ی فارسی خود این شعر فردوسی را که دوازده سال پیش در شب سوم شهریور ۱۳۲۰ هم خوانده بود، تکرار کرد:

چـو فـردا برآیـد بلنـد آفتـاب               من و گرز و میدان و افراسیاب

 بنا به مطلبی در سایت ویکی پدیا: بی‌بی‌سی در کودتای ۲۸ مرداد شركت كرده و در يکی از برنامه‌های رادیو بی‌بی‌سی به زبان انگليسی پيام رمزی برای شاه ايران ارسال شد که حاکي از حمايت بريتانيا از کودتايی عليه دولت دکتر مصدق بود. در نيمه شب روز ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ رمز عملیات آژاکس با عنوان «حالا دقيقاً نيمه شب است» از راديو بی‌بی‌سی اعلام شد . سِر شاپور ریپورتر از رهبران کودتای ۲۸ مرداد نيز قبلا در سال های کار در اينتليجنس سرويس در بخش فارسي راديو دهلي و بعدا بی‌بی‌سی كار ميكرد.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 16:46  توسط مهران فتحی  | 

تمدن:درصورت اثبات نشدن ادعاي کروبي بايد ازمسيرقانوني با وي برخوردشود
استاندار تهران گفت: دستگاه قضايي از کروبي خواسته است که مدارک مربوط به ادعايش را ارايه کند و اگر دبيرکل حزب اعتماد ملي نتواند اين ادعاهاي خود را ثابت کند بايد از مسير قانوي با وي برخورد شود.

"مرتضي تمدن" روز چهارشنبه در حاشيه همايش ناگفته هاي پس از انتخابات، به خبرنگاران گفت: کروبي بايد ادعاهاي خود را در اسناد و مدارکي که دستگاه قضايي از وي درخواست کرده ارايه دهد و طبعا اگر مدارکي اريه نشود موضوع برابر مجاري قانوني بايد اجرا شود و خارج از آن به هيچ عنوان اجرايي نيست.
تمدن با اشاره به اينکه در روز گذشته بر اساس تاکيد مقام معظم رهبري با بازداشت شدگان در زندان اوين ديدار کرده است، ادامه داد: با توجه به فرمان رهبر انقلاب در خصوص اينکه اگر اجحافي در حق بازداشت شدگان صورت گرفته بايد رسيدگي شود اين موضوع را پيگيري کرديم .

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 1:56  توسط مهران فتحی  | 

مسعود رجوي:اقدامات کروبي ارزشمند است

سرکرده گروهک تروريستي موسوم به مجاهدين خلق با انتشار پيامي خطاب به مهدي کروبي از اقدامات وي حمايت کرد و نامه نگاري هاي وي را اقداماتي ارزشمند خواند.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 1:54  توسط مهران فتحی  | 

شمارش معکوس سقوط VOA؛ اشغال پست‌هاي کليدي «صداي آمريکا» توسط بهائيان بدسابقه
منبع: ایرنا
شبکه ايران در گزارشي به قلم کامران عدل و احسان محمدي به بررسي پشت پرده شبکه تلويزيوني صداي آمريکا، ارتباط آن با اسرائيل و بررسي نفوذ و سيطره فرقه بهائيت در ارکان و بدنه اين شبکه تلويزيوني ضدايراني پرداخته است.

ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 1:52  توسط مهران فتحی  | 

سقوط کروبي
منبع: ایرنا

دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري-مهندس آرش پاک انديش*:گويي طلحه و زبيرها زنده شده اند تا ملت هاي استقلال خواه و عدالت دوست به وضوح سيماي خارج شدگان از دايره ولايت پذيري را روشن تر هميشه به نظاره بنشينند.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 1:50  توسط مهران فتحی  | 

اعتراف جالب عضو ارشد حزب کارگزاران
هدايت آقايي عضو ارشد حزب کارگزاران در اعترافات خود تصريح کرده است که در "مترو" نظر سنجي انجام مي داديم اما زماني که گزارش را به ميرحسين موسوي ارائه مي کرديم به او مي گفتيم که براي کل کشور است.
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 2:41  توسط مهران فتحی  | 

بازخواني استدلالات ميرحسين موسوي براي اثبات تقلب در انتخابات

متن زیر برای متعصبین به آقای موسوی تنظیم نشده است لطفا منطقی ها بخوانند

بنا به آمار رسمي، در جريان راهپيمايي ها و اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوري تا امروز تعدادی کشته و دهها نفر زخمي شده اند. حجم خسارت به اموال عمومي و خصوصي و همچنين هزينه سنگين سياسي که اين اجتماعات بعضا خشونت آميز و خصوصا سرکوب خشونت بار آنها توسط پاره اي از نيروهاي انتظامي و شبه انتظامي، بر کشور ما و منافع ملي آن تحميل کرده قابل احصا نيست. از آنجا که ريشه همه اين حوادث بدون شک به ادعاي رقيب اصلي و شکست خورده در اين انتخابات در خصوص «تقلب گسترده» و «دستکاري در آراء» باز مي گردد – که اتهامي بسيار سنگين است – اين نوشتار بر آن است تا به مهمترين و اصلي ترين متني که تاکنون توسط جناب آقاي ميرحسين موسوي جهت شکايت از نتايج انتخابات نوشته شده مراجعه نموده و با بررسي و تحليل دقيق اين متن، به شالوده شکني و يا واسازي (Deconstruction) دلايل و استدلالهاي ارائه شده در آن بپردازد.
اميد است که در فرايند واکاوي اين متن، قوت و استحکام و پشتوانه استدلال هاي ارائه شده در آن مبني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات - که عملاً به معني جابجا شدن بالغ بر 10 ميليون راي است – تا حدوي روشن شود. آشکار شدن وزن اين استدلالها مشخص مي کند که آيا آنها اين اندازه پايه و اساس داشته است که خون هفت انسان به پاي آنها ريخته شود؟
1. آقاي ميرحسين موسوي در اولين بند نامه اش به شوراي نگهبان - که قاعدتاً بايد حاوي محکم ترين استدلال او مبني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات باشد – بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع «تقلب» در انتخابات اشاره نمي کند. ايشان در اين بند به موضوعي اشاره مي کند که هيچگونه ارتباط مستقيمي به موضوع «تقلب» ندارد. تاکيد کردن بر محتواي مناظره هاي انتخاباتي در بند اول نامه موسوي به نظرم از چند جهت بسيار معنادار و حتي برملا کننده است.
1.1: شايد منظور آقاي موسوي اين است که سخنان مطرح شده توسط محمود احمدي نژاد در مناظره ها عليه برخي شخصيتها و آقازاده ها، به تحريک و «اغفال» گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هيجاني شده و فوج فوج به احمدي نژاد تمايل پيدا کنند. در اين صورت که آقاي موسوي پذيرفته است که رقيب ايشان راي بسيار بالايي در انتخابات آورده است. واقعاَ اگر مهندس موسوي قائل بوده است که مطالب عنوان شده در مناظره ها اينچنين تأثير دگرگون کننده اي در نتيجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح اين مطالب از اين رقابت «ناعادلانه» خارج نشد؟ چرا ايشان به حضور در اين مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ايشان علي رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرين ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده اين انتخابات اعلام کرد؟
1.2: اينکه اولين بند نامه موسوي با ذکر نام به تجليل و دفاع از «مظلوميت» آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري در مناظره ها اختصاص مي يابد، ناخواسته بازگوکننده ريشه ها و علتهاي اصلي راه اندازي راهپيمايي ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان «جوشش آتشفشاني» و «بنزين» و «دود و آتش» که قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتي ميان آن نامه آقاي هاشمي و اين نامه جناب موسوي وجود دارد؟ آيا مير حسين موسوي در بند اول نامه اش دارد اذعان مي کند که اعتراض اصلي او و حاميان او در اين اجتماعات و راهپيمايي ها به برده شدن اسم هاشمي و ناطق و فرزندان آنها در مناظره هاي انتخاباتي است؟ اگرنه چه لزومي داشته که اين موضوع در سرلوحه نامه او قرار گيرد؟
1.3: فرض مي کنيم که احمدي نژاد در اعلام اسامي اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالي به آنها مرتکب تخلف در تبليغات انتخاباتي شده باشد. آيا اين تخلف در تبليغات به معناي «تقلب» در نتايج است؟ روشن است که افرادي که حقي از آنها ضايع شده مي توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سيما باشند و يا حتي موضوع را بطور قانوني پيگيري کنند. اما حتي در اين صورت نيز هيچ خللي بر نتيجه انتخابات وارد نيست. اينها دو موضوع جدا از هم هستند.
2. در بند دوم نامه، باز انتظار ما براي بيان مستنداتي از «تقلب گسترده» توسط ميرحسين موسوي به نتيجه نمي رسد. در اين بند موسوي دوباره به مناظره ها رجوع کرده و طرح «مطالب خلاف امنيت ملي» و «زير سوال بردن بنيانگذار جمهوري اسلامي» توسط احمدي نژاد را به عنوان دليل وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مطره مي کند. در اين خصوص چند مطلب قابل بيان است:
2.1: آقاي موسوي به عنوان يک نامزد هيچگونه مسئوليت قانوني در قبال تشخيص و مراقبت از «امنيت ملي» ندارند. طبعا رييس جمهور به عنوان «رييس شوراي عالي امنيت ملي» بيش از ديگران در اين خصوص به اطلاعات دسترسي داشته و جهت مراقبت از امنيت ملي مسئوليت و اختيار قانوني دارد. در سالهاي گدشته ديده ايم که چگونه اشخاصي امنيت و منافع شخصي خود را به «منافع و امنيت ملي» گره مي زنند و خواستار سلب آزادي ها و حقوق مردم مي شدند. ايا آقاي موسوي هم مي خواهد با چنين شيوه اي راي 24 ميليون شهروند را باطل کند؟
2.2: ادعاي «زيرسوال بردن بنيانگذار انقلاب اسلامي» نيز ادعاي بسيار قابل توجهي است. ظاهرا آقاي موسوي کليه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عينا مورد تاييد امام خميني (ره) مي داند. در سالهاي گذشته ديده بوديم که برخي از متعصبين جناح راست حتي انتقاد به يک آبدارچي بنياد مستعضفان را ضديت با ولايت فقيه مي دانستند چون معتقد بودند که رييس اين بنياد توسط رهبري منصوب مي شود و آن آبدارچي هم در سلسله مراتبي توسط آن رييس منصوب مي شود پس آن آبدارچي منصوب ولي فقيه است و هرکس با آن آبدارچي مخالف باشد مخالف ولايت فقيه است!
آيا عجيب نيست که شخصيت فرهيخته اي چون آقاي موسوي به چنين استدلالي براي دفاع از تماميت عملکرد خود در دهه شصت دست يازد؟ چرا ايشان انتقاد از مواردي چون گزينش هاي بسيار سخت گيرانه، ارعاب 99 نماينده مجلس مخالف دولت و يا حتي بخشنامه لباس مشکي و قهوه اي - که آشکارا امروز غير قابل دفاع هستند - را «زير سوال بردن امام خميني» مي داند؟ بديهي است که اينها اعمال دولت ايشان و يا دوستان و حاميان ايشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).
2.3: اگر استدلال آقاي موسوي را بپذيريم، قاعدتا انتقادهاي شديد و بي رحمانه ايشان و ديگر کانديداها از عملکرد دولت نهم نيز «زير سوال بردن ولايت فقيه کنوني» است. چون همانطور که اما راحل در دهه شصت بطور آشکار از دولت موسوي حمايت مي کرد، رهبري فعلي نيز در سالهاي گذشته از دولت نهم حمايت کرده است. آيا آقاي موسوي مي پذيرد که اعمال خودش در اين انتخابات زيرسوال بردن ولايت فقيه بوده است؟
2.4: به فرض که آقاي احمدي نژاد «مطالب خلاف امنيت ملي» در مناظره ها بيان کرده باشد و حتي امام راحل (ره) را زير سوال برده باشد. آيا اين دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ دوباره سوال مي کنيم اگر اينقدر حرمتها و قداستها شکسته شده بود، اصلا چرا آقاي موسوي حاضر شد در چنين انتخاباتي حاضر شود و حتي پيشاپيش خود را پيروز آن اعلام کند؟ نکند آقاي موسوي بر اين باور است که چون حرمتها شکسته شد ومقدسات زير سوال رفت راي آقاي احمدي نژاد به 24 ميليون رسيد؟
3. بالاخره در بند سوم نامه آقاي موسوي به موضوعي اشاره مي کنند که ارتباط به روز انتخابات دارد. در اين بند ايشان از عدم صدور کارت براي تعدادي از ناظرين ايشان و آقاي کروبي اعتراض مي کند. در خصوص اين بند نيز چند نکته گفتني است:
3.1: در اينجا آقاي موسوي به اصطلاح به نيمه خالي ليوان اشاره کرده اند. طبعا وزرات کشور بايد در اين مورد پاسخگو باشد که چرا به تعداد درخواست شده کارت صادر نشده است. البته آنها نيز در پاسخ به مواردي همچون ناقص بودن مدارک ارسالي ناظرين اشاره کرده اند (ضمن آنکه بايد توجه داشت که جناب موسوي در حدود 90 درصد شعب اخذ راي ناظر گمارده بودند). اما سوال اين است که چرا جناب موسوي که با قاطعيت هرچه تمام از «تقلب گسترده» در انتخابات سخن گفته اند به جاي آنکه ابتدا لااقل به يک گزارش مستند و دقيق از يکي از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره کنند، مبناي اعتراض خود را بر يک موضوع «عدمي» قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبي به گستردگي 10 ميليون راي در سطح کشور رخ مي داد لااقل دهها نفر از ميان چند هزار ناظر آقاي موسوي مي بايست به شواهدي در اين خصوص دست يافته باشند. چرا آقاي موسوي بجاي استناد به آنها به «عدم وجود ناظر» در برخي صندوقها اشاره مي کند که حتي در فرض صحت هم نمي توان آنرا في نفسه دليلي بر وجود قطعي تقلب دانست. آيا آقاي موسوي اخلاقا مي تواند مدعي شود که هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟
3.2: قابل قبول است که آقاي موسوي در مورد صندوقهايي که ناظر نداشته اند داراي شک و شبهه باشد. اين شک کاملا معقول و منطقي است. اما راه حل برطرف شدن آن اين است که ايشان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوقها بصورت تصادفي شوند و نتايج آنها را با صندوقهايي در همان منطقه و شهر مقايسه کنند که در آنجا ناظر داشته اند و ببينند که آيا چنان تفاوت فاحشي وجود دارد يا خير. قطعا ايشان مي دانند که براي آنکه 10 ميليون راي جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق مي بايست کاملا داراي آراء واژگون شده باشد. شناسايي و پيدا کردن اين 10 هزار صندوق اصلا کار دشواري نيست. خصوصا براي جناب آقاي محتشمي رييس کميته صيانت آقاي موسوي که خود در زمينه تخلف انتخاباتي در مقام وزير کشور داراي سوابق قابل توجه هستند.*
3.3: اين پرسش مهمي است که چرا آقاي موسوي در اين نامه بطور مشخص به هيچ حوزه اي که در آن «تقلب گسترده» صورت گرفته باشد اشاره نمي کنند؟
4. در بند چهارم آقاي موسوي نسبت به استفاده از کامپيوتر و شيوه آنلاين در اعلام نتايج آرا هر صندوق به ستاد مرکزي انتخابات اعتراض مي کند. اين اعتراض البته در جاي خود قابل بررسي است اما هيچ عقل سليمي نمي پذيرد که به صرف اينکه نتايج هر صندوق در حضور همه اعضاي هيات اجرايي و نظارت و ناظرين کانديداها (در صورت حضور) وارد کامپيوتر شده و به طور آنلاين به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات «تقلب گسترده» صورت گرفته است. شايد اين شيوه جديد و استفاده از فناوري نوين ابهاماتي داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه هاي همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت کشور نيز قبل از اعلام نتيجه نهايي همه صورت جلسه هاي مکتوب با آمار اعلام شده کامپيوتري مجددا تطبيق داده شده است. اگر هم شکي و شبهه اي هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتي داريم که اينگونه با قاطعيت بگوييم چون در اعلام نتايج از کامپيوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟
5. در بند پنج آقاي موسوي به موضوع کمبود تعرفه اشاره کرده اند که به ادعاي ايشان در برخي حوزه ها موجب توقف راي گيري شده است. اولا نفس کمبود تعرفه با توجه به مشارکت 85 درصدي در انتخابات امر عجيبي نيست. ضمن اينکه بنا به اعلام وزارت کشور به هر شعبه اعلام شده بود که به محض اينکه استفاده از آخرين بسته صد برگي راي را شروع کردند اعلام اتمام تعرفه کنند تا در اين فاصله تعرفه هاي جديد براي انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معني تعطيلي راي گيري نيست. آقاي موسوي اشاره اي به هيچ صندوقي که در آن راي گيري متوقف شده باشد نکرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هيچ صندوقي به دليل اتمام تعرفه راي گيري را تعطيل نکرده است. اما باز اينجا فرض را بر صحت قول جناب موسوي مي گذاريم که واقعا در برخي صندوقها تعرفه تمام و راي گيري متوقف شده است. در اينجا چند پرسش پيش مي آيد:
5.1: آيا اتمام تعرفه در يک يا چند صندوق دليل بر «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ واقعا معلوم نيست تعريف آقاي موسوي از تقلب چيست؟
5.2: چرا با آنکه آقاي موسوي در مبارزه انتخاباتي اينهمه «احساس خطر» کرده بود و هشدار داده بود و با اينکه به زعم ايشان در مناظره ها «استوانه هاي نظام» مورد هتک حرمت قرا گرفته بودند و «مقدسات» زير سوال رفته بود، چرا طرفداران ايشان آنقدر همت نداشتند که در ساعات آغازين راي گيري براي مشارکت در اين انتخابات حساس و جلوگيري از تداوم اين «فاجعه» پاي سر صندوقها حاضر شوند؟
5.3: آقاي موسوي از کجا مي دانند که همه آن افرادي که در حوزه هاي تعطيل شده موفق به دادن راي نشدند طرفدار ايشان بوده اند؟ از کجا معلوم که بسياري از آنها قصد نداشتند به آقاي احمدي نژاد راي دهند؟ در اينجا نيز استدلال آقاي موسوي مبتني بر يک مقوله عدمي و موهوم است. شبيه همان شعار غيبي است که اصلاح طلبان سالها مي دادند و طي استدلالي غريب مدعي بودند که همه آنهايي که در انتخاباتها راي نمي دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!
6. همانطور که در ارزيابي بندهاي بالا مشاهده شد آقاي موسوي هيچ استدلال محکم و قابل اعتنايي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نکرده اند. بجاي چنين استدلالهايي، ايشان گاه به موارد بي ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره کرده اند، يا به مواردي که ممکن است بي ربط نباشد اما يا صرفا در حد شک و شبه است و يا در اصل اعتراض به مواردي غير از «تقلب» است. از اين رو عجيب است که در بند ششم نامه، ايشان مي گويد که «علاوه بر موارد فوق» 80 مورد تخلف ديگر نيز در روز انتخابات به شوراي نگهبان اعلام شده است. در مورد اين بند نيز چند نکته گفتني است:
6.1: در اينجا ايشان ارجاع به مواردي مي دهد که براي خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اينجا است که چرا ايشان لااقل چند مورد از اين تخلفات را همچون موارد ذکر شده در بندهاي بالا در متن نامه خود به شوراي نگهبان ذکر نکرده است.
6.2: بر هر آشناي با الفباي سياست و حتي هر عقل سليمي کاملا واضح و روشن است که اگر جناب موسوي در ميان اين 80 مورد حتي يک مورد را پيدا مي کرد که بر ملا کننده تخلفي چشمگير و افشاگر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي بود، قاعدتا مي بايست آنرا در اين نامه، که مهمترين متن و سند اعتراض او به اين انتخابات است، مورد اشاره قرار مي داد. نمي تون پذيرفت که ايشان مثلا ايثار کرده اند و يا براي حفظ مصالح مملکت از بيان برخي تخلفات خودداري کرده اند! امروز خون هفت انسان پاي ادعاي «تقلب» در انتخابات ريخته شده است. طبعا آقاي موسوي که تا اينجا جلو آمده نمي توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتيجه آنکه اين 80 مورد هم به احتمال به قريب يقين هيچ مورد قابل ملاحظه و تاثيرگذاري نبوده که بتوان بر آن تکيه کرد و نتايج انتخابات را زير سوال برد.
7. در بند هفتم مجددا آقاي موسوي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات به يک موضوع پيشا-انتخاباتي اشاره کرده است. از نظر ايشان اينکه آقاي احمدي نژاد قبل از انتخابات از پيروزي خود سخن گفته «في نفسه» دليل روشن و آشکاري است بر وجود «قصد» دستکاري در آراء. آقاي موسوي همچنين انعکاس پيشاپيش پيروزي احمدي نژاد در برخي رسانه ها را تاييدي بر اين موضوع دانسته است. در اين مورد نيز چند مطلب قابل ذکر است:
7.1: آقاي احمدي نژاد تنها کانديدايي نبودند که در روند تبليغات انتخاباتي از پيروزي خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقاي موسوي بطور مکرر از پيروزي چشمگير ايشان خبر مي داد بلکه شخص ايشان حتي قبل از شروع شمارش آرا با اطميناني بي سابقه و منطقي شگفت اعلام کرد که پيروز قاطع انتخابات است و هرنتيجه اي غير از اين، به معني دستکاري در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ايشان درست باشد خود ايشان نيز متهم به «تقلب» هستند.
7.2: حتي اگر فرض کنيم که سخن آقاي احمدي نژاد بيانگر «قصد» دست کاري در انتخابات بوده باشد. در چنين وضعي هر دانشجوي سال اول حقوق هم مي داند که چنين «قصد» و يا «نيت مجرمانه اي» براي اثبات «وقوع جرم» - که در اينجا وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است – کفايت نمي کند. در هر محکمه اي علاوه بر «نيت» مي بايست «مستندات» کافي براي محکوم کردن متهم وجود داشته باشد. به نظر مي رسد اقاي موسوي چون در ارائه اسناد و مدارک کافي براي اثبات «تقلب» دستشان خالي است به «نيت خواني» و «قضاوت داوودي» روي آورده اند.
8. در بند هشتم آقاي موسوي به «نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح» و «نقض ماده 68 قانون انتخابات» اشاره کرده اند. در مورد اول منظور ايشان «حضور نيروهاي نظامي و بسيج در انتخابات و در ميتينگ ها است»، و در مورد دوم اشاره ايشان به استفاده رييس جمهور و وزرا از امکانات دولتي براي سفر به استانها در ايام تبليغات انتخاباتي است. در اين دو مورد نيز چند مطلب قابل ذکر است:
8.1: معلوم نيست منظور ايشان از «حضور» نيروهاي نظامي در انتخابات چيست؟ روشن است که مطلق حضور در انتخابات براي نظاميان در قانون منع نشده است. اگر منظور ايشان حضور در ستادهاي انتخاباتي و فعاليت به نفع يک کانديدا باشد که اين قطعا ممنوع است. اما ايشان بايد براي اين ادعاي خود سند و مدرک داشته باشند. ايکاش لااقل به يک مورد از زمانها و يا مکانهايي که چنين نيروهايي در انتخابات مداخله کرده اند اشاره مي کردند.
8.2: با توجه به اينکه ستاد آقاي موسوي از جمله ستادهايي بود که با به کارگيري يک سردار بازنشسته به تاسيس شاخه بسيجيان اقدام نمود و رسما به عضو گيري از بسيجيان مي پرداخت، اعتراض ايشان به حضور بسيجيان در ميتينگهاي رقيب کمي عجيب به نظر مي رسد.
8.3: مجددا فرض را بر آن مي گذاريم که ادعاي آقاي موسوي در اين بند نيز صحيح بوده و واقعا حضور نظاميان در ميتينگهاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد رخ داده باشد. اما آيا اين مسئله دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي شود؟
8.4: حتي اگر نظامياني در تبليغات انتخابات حضور يافته باشند رسيدگي به جرائم آنها بر عهده دادگاه ويژه نيروهاي مسلح است. اين «جرم» حتي در صورت وقوع ربطي به وزارت کشور و دولت - که از نظر آقاي موسوي متهم رديف اول «تقلب گسترده» در انتخابات هستند – ندارد. شايد هم آقاي موسوي براين باور باشند که حضور چند هزار بسيجي در يک ميتينگ انتخاباتي باعث دگرگوني 10 ميليوني درنتيجه آرا شده باشد!
8.5: اشاره آقاي موسوي به استفاده کردن دولتمردان از امکانات دولتي براي سفر به شهرستانها نيز از جنس بسياري مواردي مورد اشاره بالا است. روشن است که در اين موضوع اگر تخلفي از قانون صورت گرفته باشد بايد به آن توسط مراجع قانوني رسيدگي شود. اما اولا اين اعتراض نيز مستلزم ارائه مستندات دقيق است و نه صرفا کلي گويي. ثانيا ربط اين مورد نيز به وجود «تقلب گسترده» در نتايج انتخابات معلوم نيست. آيا چون رييس جمهور از هواپيماي دولتي براي سفر به فلان شهرستان استفاده کرده مي توان نتيجه گرفت که 10 ميليون راي جابجا شده است؟! ثالثا روشن نيست که آيا منظور آقاي موسوي اين است که رييس جمهور قانوني کشور براي سفر به شهرستان يا رفتن به ميتينگ انتخاباتي در ايام تبليغات انتخاباتي بايد از وسيله شخصي خود استفاده کند؟! آيا در انتخابات هاي گذشته رييس جمهور و وزرا براي تبليغ به شهرستانها سفر نمي کردند؟ آيا آنها با وسيله و امکانات شخصي سفر مي کردند؟
9. در حالي که آقاي موسوي در نامه خود به شوراي نگهبان، همانطور که در بالا مشخص شد هيچ گونه استدلال محکمه پسندي مبتني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نکرده است، ايشان در بند پاياني نامه بدون آنکه خواهان رسيدگي به موارد شک و شبهه خود شود، و يا آنکه مثلا خواستار بازشماري آرا در صندوقها شود، و يا حتي خواهان تشکيل کميته مستقل حقيقت ياب شود، در جا تقاضاي ابطال کل نتايج انتخابات را مطرح کرده است. چنين رويکردي در نوع خود بي سابقه و از نظر نگارنده بر ملا کننده حقيقت نهفته در پشت اين نامه و حرفهاي ناگفته در لابلاي سطر هاي آن است.
آن حقيقت اين است که جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديکالهاي سياسي و اقتصادي دهه شصت هستند. اين دوستان در دهه شصت هرگز شعار دموکراسي و آزادي نمي دانند و بلکه حتي براي نيروهاي انقلابي و منتقداني چون نويسندگان روزنامه رسالت نيز قائل به آزادي نبودند.
اگر در دوراني آنها به شعار دموکراسي و آزادي روي آوردند صرفاً از اين رو بود که چنين شعارهايي از نظر سياسي به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن ياد مي شود، آيا چيزي بود جز مطبوعاتي که توسط عوامل و بستگان مقامات دولتي، با وامهاي دولتي و کاغذ دولتي و آگهي هاي دولتي در راستاي حمايت از دولت راه افتاده بودند؟
اگر درباره «دموکرات نمايي» اين حضرات کوچکترين ترديدي داشتيم، با نوع برخورد آنها به نتايج اين انتخابات و نقش آنها در برانگيختن حوادث پسا- انتخاباتي ديگر جاي هيچ ترديدي باقي نمانده است. تن دادن به دموکراسي يعني تن دادن به شکست در انتخابات. شکافها و تناقضهاي متن آقاي موسوي برملاکننده اين واقعيت است که ايشان در سپيدي هاي نامه اش به راي بالاي رقيب خود اذعان دارد اما از تن دادن به آن در سياهي هاي نوشته اش خودداري مي کند.
10. پرسش آخر من از جناب موسوي و همه آنهايي که گمان مي کنند در اين انتخابات «تقلب گسترده» رخ داده است، مبتني بر جستجوي «انگيزه» چنين جرمي است. با توجه به اينکه جابجا کردن 10 ميليون راي بدون اطلاع و همکاري هيات هاي نظارت شوراي نگهبان عملا ناممکن است، بي شک کساني که معتقد به وجود «تقلب گسترده» هستند بايد نه تنها وزارت کشور بلکه شوراي نگهبان را نيز در اين واقعه «شريک جرم» بدانند. بدين ترتيب معترضان در واقع دارند «نظام» را به تقلب در انتخابات متهم مي کنند.
طبعا براي هر جرمي بايد انگيزه اي بايد وجود داشته باشد. «نظام» نيز مي بايد براي چنين «تقلب گسترده اي» انگيزه بسيار بالايي داشته باشد. اکنون پرسش اينجا است که آن «نظامي» که هشت سال دوران آقاي خاتمي را تحمل کرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنين مداخله ايي نکرد و حتي انتخابات مجلس ششم را علي رغم عدم تاييد از سوي شوراي نگهبان و اعتراض شديد آقاي هاشمي رفسنجاني با حکم ولايي مورد تاييد قرار داد و حضور تندرو ترين عناصر دوم خرداد را در يکي از مهم ترين ارکان قانوني کشور به مدت چهار سال تحمل کرد، چرا مي بايست اکنون در انتخابات اخير رياست جمهوري محتاج چنين «تقلب گسترده» اي باشد؟
مگر اين نبود که همه کانديداهاي اين انتخابات به صراحت از تبعيت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جايگاه ولايت فقيه سخن گفته بوده و حتي از همراهي و هماهنگي خود با رهبري جهت رفع مشکلات قانوني سخن گفته بودند؟ مگر اين نبود که رابطه شخصي جناب موسوي با مقام معظم رهبري تا بدانجا نزديک بود که برخي از حاميان آقاي خاتمي همچون محمد علي ابطحي حتي آمدن موسوي به ميدان را نتيجه يک هماهنگي و برنامه ريزي در سطوح بالا مي دانستند؟ واقعا رياست جمهوري چنين فردي چه خطري مي توانست براي «نظام» داشته باشد که نياز به چنين «تقلب گسترده» باشد؟ حتي اگر به فرص محال انجام چنين تقلب 10 ميليوني را در عمل ممکن بدانيم عقلا و منطقا نمي توان هيچ دليل و انگيزه سياسي براي آن يافت. و مگر نه آنکه سالهاي سال اصلاح طلبان به مردم گفتند که اگر مشارکت در انتخابات بالاي 70 درصد باشد امکان هرگونه تقلب در آن سلب مي شود؟ چه شده است که امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 23:42  توسط مهران فتحی  | 

فحاشی کار آدمای ضعیفه
با سلام به همه دوستان

مطلبی که در خصوص ترانه موسوی نوشتم دوستان غیور رو براون داشت تا با پاره ای بی منطقی و کم عقلی و فحاشی اذهان عمومی رو مخدوش کنند. شما ها تحمل یک مخالف رو ندارین و بلد نیستید از اون انقاد منطقی و سالم بکنید، چطور میخواید دموکراسی توی کشور پدید بیاد؟

ضمنا آقایی توی یکی از نظرات گفته اگر راست میگی و جرأت داری آدرس خونت رو توی وبلاگت بذار.

یکی نیست بگه تو جرأت گذاشتن ایمیلت رو نداری که جواب بشنوی

واقعا معنای دموکراسی رو فهمیدم من نظرم رو دادم جوابم بحث منطقی بود البته برخی دوستان قابل تشکرند به دلیل عنوان نمودن بحثهایی بدور از فحاشی که در اولین فرصت باهاشون تماس گرفته و دلایل خودم رو ذکر میکنم.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 15:38  توسط مهران فتحی  |